تبليغاتX
آذربایجان عشقینه
ترکی
 

پ ك ك  ،  از كجا تا كجا

حزب كارگران كردستان  Partiya Karkeren Kurdistan         

*اين مقاله به قلم اينجانب  براي اولين بار بانام سونمز گوگانلي در سايت وزين ميللي شورا منتشر شده است *

 

پ ك ك  موضوعي است كه در صدر اخبار كشورهاي جهان جاي گرفته . احتمال زياد عمليات نظامي ارتش تركيه به شمال عراق وكمپهاي پ ك ك موضوع روز خبري جهان ميباشد . مانيز از سوي نيروهاي تروريست كرد اگر مقابله نكيم تحت فشار قرار خواهيم گرفت . شاخه ايراني پ ك ك يعني پژاك فعاليت گسترده اي را در آذربايجان انجام ميدهد . ودرسايتهاي خبري حركت ملي با اين تشكيلات مخوف خبرهاي زيادي خوانده ايم . اما بياييد تا باهم  پ ك ك را بهتر وتاريخي تر بشناسيم .

 

حزب كارگران كردستان درمناطق جنوبغربي تركيه ، غرب ايران ، شمال عراق وشمالغربي سوريه فعاليت كرده وقصد تشكيل دولت مستقل كردستان را در اين حوزه دارد و دراين بين به نيروهاي مسلح ومردم عادي كشورهاي تركيه وايران حملات مسلاحانه انجام ميدهند .

 نام پ ك ك مخففpartiya karkeran Kurdistan   به معناي حزب كارگران كردستان ميباشد ولي درسالهاي گذشته از نامهاي غير معمول kadek ,kongra-gel  نيز استفاده نموده است . پ ك ك ازسوي تركيه ، امريكا ، اتحاديه اروپايي ،ناتو تشكيلات تروريستي اعلام شده است .

ائدولوژي حزب :

ائدولوژي حزب بر اسا ماركسيست ولنينيست وكورد گرايي بنا شده است ، فعاليت اصلي حزب در خاك تركيه ميباشد ولي در كشورهاي اروپاي غربي ، عراق و ايران نيز عملياتهاي انجام ميدهد .

و بر اساس برخي اطلاعات واخبار از سوي دولتهاي نام برده  حمايت ميشود . براي اولين بار از سوي ASALA آموزش داده شده وعمده راههاي كسب درامد قاچاق مواد مخدر وجمع آوري خراج ميباشد . وكمكهاي بعضي سمپاتيزانهاي حزب ذر اروپا به صورت مستقيم وغير مستقيم اهمييت ويژه اي براي حزب دارد . پ ك ك در سال 1973 تشكيل ودر سال 1984 به صورت شبكه چريكي تغيير جهت داده و از اواخر 1980 تا اواسط 1990 مناطق جنوبغربي تركيه را به محل جنگ مستقيم تبديل كرد . و در اين مدت 30000 نفر را به قتل زسانده وباعث صدها عمل غير انساني ديگر بوده است و پيشرفت منطقه را 20 سال عقب انداخته است . در سال 1993 با حمله نيروهاي مرزباني و واحدهاي ويژه جنگهاي كوهستاني تركيه به كمپهاي داخل تركيه فرار كرده وخود را به كمپهاي مستقر در سوريه رساندند . با حضور نيروهاي ارتش تركيه وفشار سياسي تركيه به كشورهاي حامي ترور پ ك ك كمپههاي خود را از سوريه وايران خارج كرده ودر شمال عراق استقرار يافتند بدليل فشار سنگين تركيه تشميلات از فعاليت وتبليغات در تركيه باز ماند وبعد از مدتي حمايت منطقه اي را از دست داد .

تاريخچه حزب :

سازماندهي حزب كارگران كردستان در سال 1973 انجام شده است واعضاي آن بيشتر از دانشجويان تشكيل ميشد ورهبري آن را عبدالله اوجالان برعهده داشته است . حزب ذر آنكارا تشكيل وبه سرعت براي تبليغات دربين كردهاي جوان به سوي مناطق جنوبغربي نركيه (مناطق كردنشين) رهسپار ميشود . در 27 اكتبر 1978 دربيانيه جديد راهبردي موضوع تظاهراتهاي خياباني را مطرح ميكند .بدليل افكار ماركسيست ولنينيست چپگرا با نيروهاي راست وارد درگيري ميشود . دراوايل سال 1980 از ميزان تظاهراتهاي خياباني كاسته شده اما برنامه ريزي براي جنگهاي شهري هنوز موضوع مورد علاقه رهبران پ ك ك بود واساس جنگهاي شهري فرار اوجالان به سوريه وتشكيل كمپهاي DEV-GENC ميباشد . درسال 1984 پ ك ك روش ميارزاتي مائو را براي خود انتخاب ميكند وباكمك سوريه متدهاي جديد ترور را در جنوبغربي تركيه انجام ميدهد . 15 فوريه 1984 اوجالان با پاسپورت قبرس جنوبي ( منطقه تحت كنترل يونان) بازداشت وضربه سنگيني به حزب وارد ميشود . درميان تشكيلات به اعضايي كه به ايده ها ونقشه هاي سياسي ونظامي عبدالله اوجالان علاقه شديدي دارند (آپوچيلار) ميگويند كه بعداز اجلاس معروف ديكس انتخاب ومورد استفاده قرار گرفته است . اوجالان بعد از فرار از تركيه به سوريه رفته ودر دهكده بئكار زندگي ميكرد .درتاريخ 15 مرداد 1984 درشهرهاي اروح وشمدينلي پ ك ك اولين عمليات  نظامي خود را در سطح گسترده انجام داد ، دراين عمليات كه توسط شاخه نظامي تشكيلات ( نيروهاي آزاديبخش كردستان) انجام گرفت ، نيروهاي آموزش ديده در كمپهابه عنوان اولين ماموريت خود جاده مواصلاتي ائلازي _ بينگل را بسته وبا متوقف ساختن يك دستگاه اتوبوس نظامي 33 سرباز غير مسلح ارتش را به رگبار بسته و 13 سرباز ارتش ، 1 پليس و8 شهروند عادي را به گروگان گرفت كه بعداز عملياتهاي پليس تركيه آزاد شدند . در سال 1998 پ ك ك باكمك كشورهاي يونان ، ارمنستان ، ايران وسوريه سرپا ودرحال مبارزه بود كه با دستور اوجالان آتش بس يكطرفه اعلام شد . باتهديد تركيه براي آماده شدن براي حمله به سوريه ، سوريه اوجالان را به كنيا فرستاد ودركنيا در يك عمليات نظامي بين المللي با حضور امريكا، انگليس ، واسرائيل وي بازداشت وتحويل تركيه گرديد كه قصد اين عمل ايجاد اختلاف هرچه بيشتر بين تركها وكردهاي ساكن تركيه وبهره بر داري توسط كشورهاي مذبور  بود . 

پ ك ك با توجه به نداشتن محبوبيت درداخل تركيه وحملات ارتش تركيه مجبور به عقب نشيني وخروج از مرزهاي تركيه شد واول در سوريه حضور داشت كه بافشارهاي تركيه بردولت سوريه وبه طبع آن فشار سوريه به رهبران حزب  مجبور به ترك سوريه شد . بعد از جنگ خليج ونبود دولت پرقدرت ومقتدر به شمال عراق رفته ومستقرشد وبعد از حمله امريكا به عراق درخلا قدرت مركزي افزايش فعاليت داده ودركوههاي قنديل واطراف كمپهاي خود را گسترش داد ه ودراين مكان بيش از 10 كمپ آموزش ترور متعلق به پ ك ك موجود ميباشد . از ديگر سوي باحمايت دولت خودمختاركردستان ومسعود بارزاني دفاترخود را در موصول و سليمانيه تشكيل داد . امريكا ودولت مركزي ودولت منطقه اي كردستان عراق قول داده بود كه از فعاليت هاي پ ك ك جلوگيري كندولي باگذشت زمان هيچ تدبيري انديشيده نشدوحتي بارزاني ونيروهايش كمكهايي نيز به پ ك ك كردند واز لحاظ اسلحه ومكان واوازم آموزشي كمكهاي بي دريغي به پ ك ك كردند . پ ك ك با به دست آوردن اسلحه هاي ارتش عراق درسايه اين اسلحه ها حملات گسترده اي را ذرتركيه انجام داد . درتير سال 2006 در500 متري كنسولگري تركيه توسط پ ك ك مركز فرهنگي عبدالله اوجالان را تاسيس كرد . تركيه به امريكا فشار وارد ميركرد كه اين مركز بسته شود ونيروهاي امريكايي اعلام كردند ما چنين جيزي نديده ايم در خرداد سال 2007 ، 4 نغر از اعضاي پ ك ك  از كمپي در شمل عراق فرار كرده ودر استان شيرناك تسليم نيروهاي امنيتي شدند واعتارفات تكان دهنده اي را ايراد كردد . اين 4 تروريست فراري در گغتوگو باخبرنگاران گفتند  : ما فريب خورديم وبه هنگام حضور در كمپهاي عراق به اصل موضوع پي برديم به ماگفتن اگر به تركيه باز گرديد شكنجه خواهيد شدولي ما هيچكدامازاين موضوعات را نديديم . مثل ما صدها نفر در كمپها هستند  گفتند سخن حمله به عراق در كمپها باعث ترس ووحشت نيروها ميشود . اين صحبتها باعث شد كه تمامي كمپها تخليه شود . درقسمتي ديگر از اين اعترافات گفتند : مينهاي كنترل از راه دور وتجهيزات آنها از مناطق جنوبي ومركزي عراق به ما ميرسيد واين در خفا نه بلكه درمقابل چشمهاي پيشمرگه هاي وابسته به دولت منطقه اي زير نظر بارزاني انجام ميشد . 2 خودروي زرهي امريكا به كمپهاي ما درارطفاعات قنديل اسلحه آورده بودند در روزهاي گذشته خبرنگار شبكه خبري الجزيره بههنگام تهيه گزارش وگفتوگو بايكي از سران پ ك ك در كنار وي اسلحه M16 ساخت امريكا ومتعلق به نيروي زميني ارتش امريكا ديده وباعث گسترده تر شدن موضوع كمك امريكا به شورشيان كرد شده بود . . به ما گفتند شما جاسوس هستيد وتحت فشار سنگين بوديم،تعدادي از دوستانمان خودكشي كردند . 

مهمترين ابزار گروهاي تروريستي نيروي عملياتي ميباشد و پ ك ك از اين نظر در فشار شديد ميباشد . وبراي رفع مشكل نيرو دختران 15-14 ساله خانواده هاي فقير اكراد را خريداري وبه كمپهاي خود منتقل ميكند واين موضوع باعث شده است مجموع سن نيروهاي پ ك ك به 11 تا 10 سال كاهش يابد .

*در روزهاي آينده مطلبي در مورد پژاك نيز تهيه وارسال خواهد شد . سونمز گوگانلي *

 

|+| نوشته شده توسط سونمز در جمعه چهارم آبان 1386  |
 

ارتش مسلح ضامن اطمينان ماست

صمد بهرنگي : بدون داشتن كينه ويا تنها بامشتهاي خالي گره كرده نميتوان بردشمن درنده اي كه به انواع سلاح ها و حيله ها مجهز است غلبه كند . 

يكبار ديگرموضوع مبارزات مسلحانه به صدر بحثهاي حركت ملي آمده است . موضوعات فدارليسم استقلال ، سكولاريسم اسلامي ، مسلحانه مدني جزو موضوعاتي هسنتد كه دربرهه هاي مختلف به مباحث داغ تبديل ميشوند . اين بار اعلام موجوديت حزب گوني آذربايجان ميللي پارتيسي واعلام خطومشي مبارزات مسلحانه وبه دنبال آن نقد وانتقادهاي تشكيلات مختلف اين موضوع را داغ كرده است . آري من هم با دوسنان تشكيلات مقاومت ملي موافقم كه امروز مصلحت وصلاح نيست كه دست به سلاح ببريم ولي درست هم نبست كه اين موضوع حساس را بايگاني كنيم . موقعيت آذربايجان موقعيتي حساس دارد . ازجنوبوشرق فارسها ، از غرب كردها واز شمال ارمني ها هر سه مسلح هرسه خون آشام وهرسه آنتي تورك . هرسه چشم طمع به خاك آذربايجان دارند . اگر در فرداي آزادي آماده نباشيم اين  گروه قتل هامهاي بزرگي را در آذربايجان به راه مياندازند وماهم ميمانيم با وطني ويران شده . بهتر است مه يك تشكيلات نظامي نخفي وكاملا سري داشته باشيم ودر موقع مناسب استفاده كنيم . در فرداي آزادي مافرصت تشكيل ارتش وآموزش هاي نظامي به آنها وتهيه اسلحه را نخواهيم داشت .پس بايد از امروز به فكر باشيم . ازياد نبريم اسفند 84 وحمله تروريستهاي كرد را به بازرگان وماكو آنها با خط ونشانها واعتارض شديد فعالين حركت ملي عقب نشستند ولي هرگز افكار شوم خود را درمورد آذربايجان فراموش نكرده اند . مابايد اماده باشيم تا با هر حركتي در هر لحظه به مقابله برخيزيم چه سياسي چه رسانه اي وتبليغاتي وچه مسلحانه .

اين روش را در دوران انفلاب مشروطه وبه وسيله رادمرد تاريخ علس مسيو ، امتحان شده وجواب پس داده است . در زماني كه مجلس ملي برقرار بود مركز غيبي ( به صورت آشكارونهان) گروه مسلحي را تشكيل داد ورهبري آن را برعهده ستارخان وباقرخان قرار داد كه مورد اعتراض نماينده گان ساده مجلس قرلر گرفت كه شما طالب خشونت وتندروافراطي هستيد . بعداز به توپ بسته شدن مجلس وانحلال مجلس نمايندگان مجلس وآزاديخواهان شهرهاي مختلف با دار آويخته شدند وتمامي شهرهاي ايران از جمله تهران اصفهان مشهد-گيلان همانند پرندگاني بيدفاع شدند ولي تبريز به كمك آن ارتش متشكل از سوي انجمن ايالتي و مركز غيبي همچون شيران دلير به دفاع از آزادي برخواستند و در اندك زماني ارتشي كامل وقدرتمند تشكيل دادند كه 11 ماه تمام مقاومت كرد . پس ما هم بايد از همين امرزو به فكر تشكيل ارتشي منظم باشيم تاد رموقع لزوم به مقابله با دشمنان برخيزيم .

در پايان به گفته اي از احمد اوبالي در روزهاي اغتشاش اكراد اشاره ميكنم : نزديك عيد است ، به جاي خريد 2 جفت لباس براي خود وفرزندانتان يك جفت بخريد وبابقيه آن به فكر تهيه اسلحه اي باشيد ، كه براي فرداي آذربايجان نياز مهمي است .

 

 

|+| نوشته شده توسط سونمز در چهارشنبه یازدهم مهر 1386  |
 

سالهاى آينده اقدام به خريد و بازسازى آن شود  

بعد از ارك آزادي خانه ستارخان ويران شد .

روز جمعه  خبر تخريب خانه ستارخان سردار ملي همانند بمب در محافل حركت ملي افتاد و نويسندگان ، خبرنگاران وتحليل گران به سرعت به تحقيق گسترده در اين مورد همت گماشتند . وب سايت هاي حركت ملي وگوناز تيوي بر روي اين فاجعه مانور گسترده خبري دادند همان مانوري كه در خرداد 85 داده شد و15 روز تمام خواب از چشمان سران فاشيست ايران چه در دادخل وچه در خارج روبود . وبا توجه به نزديكي  1 مهر اهميت اين خبر افزايش صد چندان يافت ( در ادامه متن خبر سايت آزاد تريبون تقديم خواهد شد ) در همين حال ارسال smsوخبر تخريب در سطح فوق العاده گسترده اي آغاز گرديد . واما بعداز گذشت 4 روز سه شنبه 26 شهريور 86 روزنامه مهد آزادي وهفته نامه حيدربابا به انتشار نامه تاج الديني به اين حمله وتخريب دست زدند ومهد آزادي با علامت ويژه برروي خبر منتشر شد . در اين حال جوابيه روساي سازمان ميراث فرهنگي و نتيجه سردار ملي مسايل را مشخص تر كرد . تاج الديني اين نماينده برحق سيد حسن تقيزاده در نامه خود نوشته است : هرازگاهي در غيبت وغفلت مسولان حوادثي در گوشه وكنار كشور اتفاق مي افتد كه آثار تاريخي اين مرزوبوم مورد بيمهري وتاخت وتاز قرار ميدهند .  خانه ستارخان متاسفانه در اثر غفلت مسولين مورد بيمهري قرار گرفته است . سونمز : من نميدانم مگر ستارخان هركسي است كه مورد بيمهري قرار گيرد . ستارخان كسي است كه مجلس را تقديم ملت كرده است چرا تخت جمشيد مورد بي مهري وغفلت قرار نميگيرد ولي خانه سردار ملي مورد بيمهري كه نه بلكه اهانت آشكار قرار ميگيرد اين رذل پست در ادامه آورده خانه ستارخان را به ثبت برسانيد . حدود آن را مشخص واحيا كنيد . بهروز عمراني ( اين شخص در سال 84 در مراسم ربع رشيدي در دانشگاه تبريز هنگامي كه دانشجويان پلاكارد شوونيست مرگت باد قاشيست ننگت  باد را در مقابل ورجاوند باز كردند با مشت ولگد به جان دانشجويان افتاده ومدام فرياد ميزد که اینجا ایرانزمین است ، زبان رسمی آن فارسی است و فرهنگ واقعی ما آریایی است)   : سازمان ميراث فرهنگي به اين موضوع بي تفاوت نيست وباهمكاري شهرداري شكايتي را تنظيم كرده ايم . آخر مردك بعداز تخريب هنگامي كه سالم وپابرجا بود به فكر ايران زمين بودي يا عظمت كوروش كبير . خداوري كريمي نژاد ريس سازمان ميراث فرهنگي فرموده اند : براي ثبت اين خانه هيچ تقاضايي داده نشده بود ، من ميپرسم كدامين نوه كوروش ويا داريوش تقاضا داده و شما تخت جميشد را ثبت كرده ايد . آري حتما براي ثبت قبر فردوسي هم باجناق شاعر ملي تقاضا داده بود . مردم ببينيد هنگامي كه تاج الديني ضد ترك كاسه داغ تر از آش ميشود حتما موضوعي هست . وقصد رژيم اين است كه بگوييد ما هم با ملتيم تا قيامي همچون خرداد  رخ ندهد ومهد آزادي وحيدربابا در تلاش هستند تا با خبررساني غلط وبدون تحليل جو خبري موجود و روحيه اعتراضي را ملت را آرام كنند . در پايان گزارش مهد آزدي آمده است : با اعلام تخريب خانه ستارخان موجي از نارضايتي در بين شهروندان آذربايجاني بخصوص تبريز ي شده است وموجب اعتراض افكار عمومي وانعكاس وسيع خبر تخريب خانه سردار ملي شده است . ملت 1 مهر روز آغاز به كار كوره هاي فرهنگ سوزي د رراه است بياييد به انتقام اين فاجعه ملي اعتراض خود را هم به ممنوعيت زبان مادريمان وهم تخريب آثار باستاني يمان اعلام كنيم .

 

 

 

 

 

 

 

آزاد تريبون :

مسئولین محترم کلاه هایتان را  بالاتر بیاندازید.....!!!! 

 

نتيجه سردار ملي (ستارخان) امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبريز گفت: از زمان كوچ ستارخان به تهران، اين خانه توسط عمه سردار به فردي به نام حميد مسگري فروخته شده كه بعدها با فوت مسگري در چند سال گذشته قبل 700 متر اين خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقيمانده اين خانه يك هزار متري نيز در حال تخريب توسط خريدار است.
به گفته سامي، خانه ستارخان به نصف قيمت فروخته شده و در اين ميان سازمان‌ها و مسئولان مربوطه هيچ واكنشي نشان نداده‌اند.
گزارش خبرنگار فارس از تبريز همچنين حاكي است، اهالي كوچه ستارخان در كوي اميزخيزي تبريز نيز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهيه و تنظيم نامه شديداللحني از تباني مقاطعه كار سودجو با ميراث فرهنگي و سهل‌انگاري شهرداري منطقه 4 شهر در ويران كردن خانه ستارخان خبر داده‌اند.
براساس اين گزارش، اهالي و ساكنان كوچه ستارخان تاكيد كرده‌اند، با تلاش اين اهالي و پيگيري‌هاي مكرر، ميراث فرهنگي اين خانه را به عنوان ميراث فرهنگي تعيين كرده بود و بر اساس درخواست مالك براي تفكيك آن مجور صادر كرده بود و مالك مي‌توانست به جز در نقطه‌اي كه خانه ستارخان محسوب مي‌شد، در قطعات ديگر ساخت و ساز داشته باشد و اينك با تباني برخي كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و مقاطعه كار سودجويي كه اين قطعه را از مالك اصلي به قيمت اندك خريداري كرده ، اعياني قطعه ميراث فرهنگي را نيز تخريب كرده و با استفاده از سهل انگاري شهرداري منطقه در حال از بين بردن خانه ستارخان هستند.
اين گزارش مي‌افزايد، مردم اين بخش از منطقه تبريز در نامه خود تاكيد كرده‌اند كه شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نمي‌دهند.
برپايه اين گزارش، تخريب خانه ستارخان در حالي صورت مي‌گيرد كه سازمان ميراث فرهنگي مسئوليت مستقيم و قانوني در قبال شناسايي آثار بجاي مانده از چهره‌ها و شخصيت‌هاي تاريخي، فرهنگي و معروف داشته و بايستي از آنها حفاظت كند و با توجه به جايگاه تاريخي و ارزشمند ستارخان در تاريخ مبارزات ملي ـ مذهبي آذربايجان و ايران، ميراث فرهنگي و شهرداري منطقه مي‌بايست از تخريب آن جلوگيري مي‌كردند و اميدواريم مسئولان در قبال مردم و ايندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنين حاكي است، ستار خان از سرداران جنبش مشروطه‌خواهي ايران و ملقب به سردار ملي است كه در مقاومت تبريز، وي جانفشاني‌هاي بسياري كرد.
*
گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نيز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نيروهاى وى عليه استعمار روس بود.
پس از پيروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزيمت ستارخان، باقرخان و نيروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبريز رخ داد كه موجب شد اين خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نيز غربت خود را بازنيابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهايت نيروهاى روسيه دوباره در كشور و بخصوص آذربايجان مجال خودنمايى يافته و در نهايت خانه سرداران مشروطه را در تبريز به توپ ببندند.
صمد سردارى‌نيا، مورخ و پژوهشگر تاريخ معاصر آذربايجان در اين باره مى گويد، از آن جا كه دولت استعمارى روسيه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نيروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلوله‌هاى توپ، خانه اين 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك يكسان كرد.
اين گفته شايد نشانگر آن باشد كه هم اكنون ديگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «يدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در اين باره نظر ديگرى دارد.
وي اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخريب شد و از آن عمارت بزرگ، بيش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نيروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخريب مصون ماند.
اين بانوى كهنسال با تأييد اين كه خانه مورد بحث، بقاياى همان عمارت ستارخان است، تأكيد مى كند، اين خانه در طول يكصد سال گذشته دچار تغييرات بسيارى شده است.
در اين ميان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسايگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گويد: در سال1352خانه ستارخان به دليل رسيدگى نكردن و شكستن ديوارها تخريب و عقب كشى شد.
وى مى افزايد: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره ميراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خريد و احياى اين بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، اين تلاشها به نتيجه نرسيده است.
نتيجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهايت، ميراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأييد صحت تاريخى بودن اين خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهيه كرده تا شايد در

 

|+| نوشته شده توسط سونمز در سه شنبه بیستم شهریور 1386  |
 
 

میلت چیغیریر تورکم هارای حاقیمی دانما                        دولت باغیریر کس سسیوی آنلاما قانما

 اطلاعیه  سربازان گمنام بابک در خصوص بازگشائی مدارس

 

دیگر نمی­خواهم به “چؤرک” نان بگویم و “آنا” را مادر بنویسم! من تورکم!

 

بسمه تعالی

ملت نترس و قهرمان آذربایجان

غیرت و شعورتان ارج نهادنی است!

 

ملت عزیزم ما بعنوان سربازان گمنام بابک اعلام میداریم که در دفاع از حقوق حقه ملتمان ذرهای کوتاهی نخواهیم کرد و تا آخرین قطره خونمان در این راه خواهیم ایستاد .

الان 80 سال است که با  پتک بر سر ملت ما میزنند! با انواع پتکهای فرهنگی سیاسی اقتصادی و .......

از همان دوران شاهنشاهی خواستند اینطور نشان دهند که فارس آقای تورک است و تورک حمال ملت بی غیرت فارس !!!!دولت جمهوری اسلامی هم موجبات تحقیر ملت تورک را فراهم کرد و در قالب جوک لطیفه و .....توهین ها شروع شد. این سیاست بگونه ای  پیش میرفت که عده ای از هم زبانان ما هم به فارسی صحبت کردن روی آورده و با فرزندان خود به فارسی این لهجه بسیار ضعیف عربی صحبت می کردند اینها کوته فکرانی بودند که اسیر تبلیغات پوچ رژیم پان فارس ایران شده بودند . در آن زمان هر وقت صحبت از آذربایجان می شد می گفتند شما برای این مملکت شهید داده اید٫ ستارخان و باقر خان پرچم ایران را همیشه بدست داشتند آری شما راست می گوئید ولی ایران ستار خان و باقرخان با ایران شما خیلی فرق دارد ایران ستار خان و باقرخان ایران بود نه تهران و کرمان و اصفهان ؟؟؟

ایرانی که شما از آن صحبت می کنید از تهران تا کرج است ! اگر باکری ها و امثال باکری ها می دانستند که با تقدیم کردن خونشان به پای درخت انقلاب شما ملت آذربایجان با بی شرمانه ترین دهن کجی ها و توهین ها و بدتر از همه آسمیلاسیونها روبرو خواهند شد هیچ وقت خود را فدای ایران نمی کردند !

اینها فراموش کرده اند ملت غیرتمند آذربایجان همان ملت 29 بهمن است همان ملت زمان مشروطیت است آری ملت ما همان ملت 1 خرداد 85 است واین بار در 1 مهر 86 همزمان با بازگشائی مدارس شوونیسم  در تظاهراتی پر شور و دموکراتیک  همزمان با تمام شهرهای تورک زبان در دفاع از اصل 13 و 15 و 19 قانون اساسی  به خیابانها خواهیم آمد ؟

رژیم منفور و آپارتاید ایران فکر می کند با بازگشائی دانشگاهها در 20 شهریور و یا بازگشائی مدارس ابتدائی در 31 شهریور می تواند خللی در تظاهرات  ملی مردمی آذربایجان بوجود آورد !

به شما قول می دهیم که بازگشائی زودتر از موعد مدارس  و دانشگاهها به هر چه باشکوهتر برگزار شدن این مراسم کمک بیشتری خواهد کرد !

مکان و زمان تجمع در تبریز : ۱ مهر ۱۳۸۶ ساعت 4 عصر بازار تبریز و در صورت ممانعت رژِم و پراکنده کردن ملت آزادیخواه آذربایجان  ادامه تظاهرات درچهار راه  آبرسان برگزار خواهد شد.

از تمام دانش آموزان و دانشجویان تورک زبان دعوت می شود با حضور در این تجمع فرهنگی و کاملا آرام و دموکراتیک عزم خود را برای درس خواندن به زبان تورکی و احقاق حقوق حقه مان اعلام دارید .

 

   " اؤز ديلينده مدرسه                    گرک اولسون هر کسه"  

 تحصیل به زبان مادری حق طبیعی و الهی هر ملتی هست که یکی از مواد اساسی منشورحقوق بشر سازمان ملل بوده و از طرف تمامی کشورهای عضو سازمان ملل پذیرفته شده که به اصطلاح ایران نیر عضو آن می باشد!!!!

 سربازان گمنام بابک ( شاخه تبریزو حومه)

 

بعد از خواندن در اختیار فرد دیگری قرار دهید.

|+| نوشته شده توسط سونمز در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386  |
 

در روزهاي گذشته خبرهايي مبني بر حضور گسترده عوامل عادي رژيم در ميان جمعيت در محافل خبري حركت ملي وجود داشت و آن ها را نيروهاي مردمي مي نامند ، چهار شاخه ي مهم اطلاعاتي يعني اراده حفاظت اطلاعات (وزارت اطلاعات) واحد اطلاعات سپاه پاسداران ، نيروي انتظامي و بسيج از سال هاي قبل فعاليت گسترده اي داشتند ، به خصوص بعد از گسترش فرياد حق طلبي ملت آذربايجان عمليات اين نيروها نيز گسترده شد. پنج شاخه ي عملياتي و اطلاعاتي رژيم انصار حزب الله است كه فعاليت چنداني ندارد ولي به تازگي فدائيان اسلام گروهي كه پايه ي اين تشكل را نواب صفوي گذارده بود ؛ به فعاليت گسترده ي اطلاعاتي مي پردازد ، اين گروه كه با نام جندالله آذربايجان نيز در ميان فعالين معروف است، در ماه هاي گذشته با كمك سران امنيتي رژيم به شدت سازمان يابي شده است و در طي روزهاي گذشته فعاليت سنگيني را با بي رحمي تمام آغاز كرده است. تا لحظه تنظيم خبر قتل يكي از دوستان توسط اين گروه فاشيست تأييد شده است ، واحدهاي خبري و اطلاعاتي حركت ملي تلاش گسترده اي را براي شناسايي اين گروه اعضاي آن آغاز كرده اند. اين گروه كه به صورت كاملا خود مختار عمل مي كند و هيچ گونه اجازه اي از نيروهاي امنيتي طلب نمي كند ، بازجويي در مكان هاي نامعلوم انجام مي پذيرد ، اين گروه كه تريبون هاي رسمي آن يالثارات الحسين ، حزب الله ، ميثاق مي باشد و سردبير ميثاق احتمالا از اعضاي ارشد اين گروه مي باشد. اين گروه در مكان ها و ادارات دولتي پروژه هاي بازجويي را انجام نمي دهد ، در تلاش هستيم تا محل اصلي افراد و اعضاي اين گروه را مشخص كنيم ، در روزهاي آينده اخبار تكميلي ارسال خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط سونمز در سه شنبه ششم شهریور 1386  |
 
اعدامهاي اسلامي رژيم تهران و راه هاي مقابله با آن درروزهاي گذشته رژيم تهران با اعدامهاي گسترده قصد دارد آن چهره خوفناكي كه با استفاده از اعدامهاي سياسي سالهاي 67 ، ايجاد جوخفقان ورعب آفريني وخشونت عوامل امنيتي درسالهاي منتهي به 18 تير1378 وبرخورد فوق خشن ووحشيانه با دانشجويان تهران وتبريز ( تاجايي كه دانشجويان را از بالاي پشتبام با شعارهاي ياحسين ويا زهرا به پايين پرت كردند) وتبليغات گشترده غير رسمي توانسته بود سرتاسرايران را با توجه به ميزان بالاي خشونت درسكوت محض فروبرد . عوامل روانشسناس ومتخصصين امورفكر ميكردند با اين حركت توانسته اند همه را درسر جاي خود بنشانند . تااينكه يكبارديگر آذربايجان وتبريزقهرمان به صحنه وارد شد ودر 14 مرداد 1384 سالگرد پيروزي نهضت مشروطه اولين مراسم خياباني حركت ملي آذربايجان در خيابانهاي تبريز به صفحه طلايي تاريخ آذربايجان ثبت شد وبعد از آن مراسمات ديگر درتبريز با انجام رسيد ومردم مطمئن شدند اگربخواهند ميتوانند خيلي كارهاي ديگررا انجام دهند . اگر دوستان در مراسمات قبل از 1 خرداد 86 حضور داشته باشند خود شاهد حضورفوق گسترده عوامل انتظامي واطلاعاتي درمنطقه تظاهرات خواهند بود ( گزارش كامل مراسمات در بخشهاي قبل ذكرشده است ) تااينكه در خرداد 86 بعدازبرگذاري مراسم خياباني توسط جوانان تبريزي سياست رعب آفريني بدون اقدام شكست خورد . بعداز آن رژيم به موج گسترده اعدامها روي آورد . و تصاوير اين عمال وحشيانه را در روزنامه ها تلويزويون سايت ها و آژانسهاي خبري منتشر كرد اوج اين وحشيگري درجريان اعدام 2 مرد ويك زن رخ داد جلاد حرفه اي رژيم طناب اعدام را طوري به گردن زن انداخت كه زن درمقابل چشم هزاران رهگذر وكودك وجوان دست وپا زد وجان به سرشد . خوف رژيم از انجايي گسترش يافت كه در تهران پمپهاي بنزين به آتش كشيده شدند و رژيم ترسيد تظاهرات هاي كشترده آذربايجان در تهران نيزرخ دهد . از ديگر سوي رژيم در تبريز وديگر شهرهاي آذربايجان دست به اعدام نميزند ودليل اين است كه نميخواهد هزاران نفررا دريك جا جمع كند . اين طرز رفتاردراولين وهله چشم مبارزين سياسي را ميترساند و دراين بزرگترين وخطرناكترين گروه سياسي مخالف براي رژيم تهران جنبش مقدس حركت ملي آذربايجان ميباشد . وظيفه مهم ما اين است كه چرخهاي ماشين حركت ملي را با سرعت به حركت درآوريم تا كسي توان مقابله با آن را نداشته باشد وبراي مقابله با طرح تازه رژيم يعني اعدام هاي گسترده بايد تجمعات وتظاهراتهاي خودرا پرشورترو گسترده تر انجام دهيم . همانگونه كه اطلاع داريد تعدادي از احزاب سياسي مليتهاي مختلف ( تركها – اعراب – اكراد-بلوچها ) در بيانيه اي مشترك پنجشنبه 18 مرداد ساعت 2 بعداز را تظاهرات اعتراضي به گراني وتورم وموضوع بنزين به عنوان شريان اساسي زندگي تعيين كرده اند كه در آن احتمالا به اعدامهاي گسترده رژيم هم اعتراض خواهد شد . همچنين رژيم بايد اين موضوع را درك كند كه اگر بابازداشتيهاي احتمالي پنجشنبه وزندانيان حركت ملي هم بخواهد همچون مجاهدين ، ماركسيستها ، خلق مسلمان برخورد كند و اعدامي از فعالين سياسي ومدني آذربايجاني به گوش ما برسد بيترديد بيانيه مقدسي را كه در 25 آبان 1384 برروي مزارشريف شهيد ستارخان پخش گرديد را به مرحله اجرا درخواهيم آورد . در آن بيانيه آمده بود : اگر حركت مدني آذربايجان بخواهيد دست روشهاي خشن بزند اين تبريز نيست كه غرق آشوب ميگردند بلكه اين كاخ رياست جمهوري ، مجلس شوراي اسلامي ، جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، استانداري هاي شيراز ، اصفهان ، مهاباد وسنندج ، مشهد هستند كه در آتش خشم تركها خواهند سوخت . اگر نيروي از ما اعدام بشود به خونخواهي او خواب راحت از چشم تمامي مسولين دولتي ميرباييم . و اجراي پروژه هاي ترور مسولين در خارج از آذربايجان را در صدر پروژه هاي اجرايي خود قرار خواهيم داد . پس براي مقابله با سياستهاي خصمانه وحشيانه ونژادپرستانه رژيم فاشيست جمهوري اسلامي وعده ديدار ما : 18 مردا 1384 ساعت 2 عصر مقابل استانداري ها وفرمانداريهاي شهرها
|+| نوشته شده توسط سونمز در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386  |
 

منوچهر عزيزي (هاراي)                         19/04/86

نمايندگان را به پاسخگويي ملت فرا مي خوانم

در حساس ترين برهه هاي تاريخي هر ملتي ، وجدان بيدار نمايندگان آنها وظيفه بسيار سرنوشت سازي دارند كه مي توانند در زندگي موكلان خود نقطه عطف تاريخي بوجود آورند. نمايندگان محترم قوه مقننه كشور بيش از هر كسي نسبت به اوضاع جاري و تهديداتي كه متوجه استقلال كشور است واقف هستند و كوچكترين احتياجي به توضيحات واضحات بنده و امثالهم ندارند. اما مي خواهم اين نكته را يادآوري نمايم كه وجدان بيدار اين نمايندگان محترم قاعدتاً بايستي بيش از همه در عذاب باشد كه نه اعتراضاتشان از چهار ديواري مجلس به بيرون درز مي كند (اگر مصلحت اعتراض داشته باشند) و نه به خاطر خدا و سوگندي كه خورده اند زحمت قبول مي فرمايند به حوزه هاي مأموريتشان سر مي زنند و با موكلان دردمندشان به پاي درد دل مي‌نشينند ، هر چند كه مي‌دانند هيچ معجزه اي از اين امام زاده تراوش نخواهد كرد!

بدون هيچ تعارفي از بين پنجاه و چند نفر نمايندگان مردم ترك در مجلس اسلامي به غير از آقاي اكبر اعلمي شاهد كسي نبوده ايم كه داد و فريادشان از مأموران اجرايي خود سر در سركوب ملت آذربايجان بلند شده باشد ، هر چند كه براي نخستين بار هم در خدمت اين فرزند خلف ملت آذربايجان نبوده ام كه لااقل از نزديك تشكر كرده باشم. از بقيه نمايندگان كه به حساب بيت المال با هزاران وعده و وعيد بنام نماينده ملت به مجلس راه يافته اند‌، كوچكترين انتظاري ندارم ولي به عنوان يك شهروند مسلمان به خود حق مي دهم از اين عاليجنابان سووال بكنم اگر ملت از خلف وعده هايتان گذشت بكنند آيا با گناه قسم دروغ به قرآن چه جوابي به خداوند خواهيد داد؟ اينكه جواب خداوند را چگونه خواهند داد به ملت مربوط نيست ، زيرا ملت 28 سال است به صدقات اين نمايندگان نمادين آشنا هستند و به موقع در پيشگاه خداوند و ملت پاسخگو خواهند بود.

نوشتن اين رنجنامه از چنان اوضاع ناهنجار آشفته اجتماعي ضرورت يافته كه در قبال ناله هاي شكايت بار هزاران نفر مجبور هستم تمام نمايندگان ترك ايراني در مجلس شوراي اسلامي را براي پاسخگويي به هزاران هزار دردمند آذربايجاني به استاديوم ورزشي تختي تبريز دعوت نمايم. اگر مجلس شوراي اسلامي ايران واقعاً يك قوه مستقل است. اگر يكايك رأي اين مردم به اين نمايندگان ساكت و بي درد و بي اعتنا ارزش دارد ، اگر به قرآني كه در اجراي وظايف نمايندگان مردم قسم خورده اند احترام قائل هستند ، با توجه به وظايف قانوني خويش به اين فراخوان پر مسئوليت كه از جانب هزاران هزار نفر دردمند مي نمايم ، پاسخ مثبت بدهند.

آقايان نمايندگان مسلمان و با ايمان ! اينبار صحبت از اصل 15 و 19 و تولد بابك و قيام خرداد نيست ، اين بار ديگر نوبت اتهامات فرسوده ، تجزيه طلبي و پان تركيست و تبليغ عليه نظام نيست كه تاريخ مصرف آن نخ نما شده است ، اين بار اصلاً صحبت از برشمردن تبعات بسيار سنگين سهميه بندي بنزين هم نيست ! اين بار بايد پاسخ اين را بدهيد كه چه كسي به نظام جمهوري اسلامي ايران اين اجازه و اختيار را داده است كه اجراي بندي از قانون اساسي كه بيش از 98% مردم به آن رأي داده است ، حتي يك روز به تأخير بياندازد كه 28 سال است حقوق مندرج در اصول آن تعطيل شده است؟ آيا عدم اجراي اصول نظام جرم نيست ، ولي اعتراض به عدم اجراي آن اصول تبليغ عليه نظام است؟

اين بار بايد پاسخ بدهيد مسئولان چنين بار سنگين مرتكبين اين خلاف هاي حقه بازانه كيستند؟ اين بار بايد پاسخ بدهيد هزاران هزار جوان با سواد بيكار چه كار بكنند؟ بايد به مردم پاسخ بدهيد مسئولان اين گرانيهاي سرسام آور بي سابقة تاريخي كيانند؟ شما در صورت اجراي قطعنامه سوم از طرف شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران ، چه برنامه مقابله داريد؟

آيا مي دانيد بر سر زندانيان مدافع حقوق مردم چه بلاهايي مي آورند ؟ آيا خبر داريد در اروميه ، سلماس ، اردبيل ، خوي ، تبريز و ساير جاها خودسرانه جوانان بي گناه مردم را براي زهر چشم گرفتن در جلوي مردم در روز روشن شلوارش را درمي آورد و تا حد كشت مي زنند و بعد به هر ارگاني شكايت مي شود اظهار بي اطلاعي نموده و اين داستانها را به عنوان  مشتي دروغ افترا انگيز پشت گوش مي اندازند ؟ در هر حال از شما براي اين دعوت جواب مي طلبيم تا در روز معين ، بدون استفاده ابزاري فشار از سركوبگران گمنام!! پاسخگوي هزاران هزار ملتي باشيد كه شما را براي احقاق حقوق ملت ، روانه مجلس شوراي اسلامي نموده اند.

منبع : آزاد تريبون

|+| نوشته شده توسط سونمز در سه شنبه دوم مرداد 1386  |
 

طرح نو ، دشمن حركت ملي برروي دكه ها

 

نشريه طرح نو كه به تازگي به جمع عوامل فاشيست ملحق شده 4 شماره خود را منتشر كرده است  . در اين كه طرح نو نشريه وابسته به فاشيست حكومتي است ( همچون ميثاق ، نقيب ، گونش و .. )  شكي نيست . در شماره 4 اين نشريه طبق معمول به حكومت ملي آذربايجان و شخص شهيد پيشه وري حمله شده است در صفحه اول در تيتري احساسي نوشته شده " آذربايجان پابرجا " ودركنارآن عكس شهيد پيشه وري و نشان داس و چكش كه متعلق به احزاب كمونيست است وجود دارد اگر از آن علامت براي كمونيست بودن فرقه و محكوم كردن آن به كمونيست بودن استفاده كرده ايد بهتر است بدانيد كه امروز نزديك ترين كشوركشورهاي كمونيستي ( كره شمالي – كوبا ، ونزويلا ) كشور ايران و دولت محمود احمدي نژاد است . در كنار اين تصاوير تصوير تعدادي كشته شدگان را انداخته اند كه آنها را حكومت ملي در يكسال حكومت خود قتل عام كرده . البته عكس مورد نظر قتل عام متعلق به دوران مشورطه است . در كتاب تاريخ مشروطه ايران در صفحه 779 پيكره 236 و 237 مربوط به كشتگان سپاه ماكو در سرپل آجي است وبه نوشته كسروي اين پيكره گويا در 17 مهربرداشته شده ) اگر سردبير اين نشريه خود درك ندارد بهتر است به دروغ مطلبي را چاپ نكند تا اين شكلي سياه نشود. واگر اين كشتار مربوط به قتل عام حكومت ملي است كدام قتل عام ؟ در كجا ؟ به رهبري كه ؟ بگوييد تا ما هم بدانيم . در صفحات ديگر نوشته وعكس پدر ترور لبنان ، تروريست كبير مصطفي چمران و مقالاتي همچون هويت اسلامي عامل وحدت اقوام قفقاز ، جامعه مسلمانان آمريكا چاپ شده . اوج مقالات و طنز فوق العاده قوي در مورد يك كشف عظيم توسط استاد برجسته دكتر اشرفيان بناب است كه در كنار آن عكس استاد در حالي كه بر روي فسيل و اسكلت يك مرحوم آزمايش ميكند چاپ شده ، اين استاد برجسته كه كشف نموده اند كه : ژنتيك اقوام ساكن در فلات ايران به قدري يه يكديگر نزديك است كه حتي كاربرد اقوام در مورد جمعيت ساكن در فلات ايران با شك و ترديد مواجه است . يعني تمايز و اختلاف ژنتيكي گروههاي انساني ( فارسها – لرها – اعراب – اكراد – آذري ها ) ابدا ديده نميشود . استا برجسته حالا ما ملت ترك نيستيم ، فارس هم فارس نيست پس ما به كدامين قوم وابسته ايم آيا ما قارچ ويا خربزه هستيم كه در فلات ايران رويده ايم . در ادامه كشف عظيم آمده : ملل ساكن در فلات ايران جد مادري مشتركي دارند . خدايا شكرت حتما هديه تهراني دختر خاله بنده است و محمود كاپشن هم پسر دايي من . به جان خودم اين كشف پدر ثبت احوال را در خواهد آورد . در ادامه اين كشف بسي عظيم ميآيد : گروههاي غيرفارسي زبان بويژه جمعيت آذري زبان ساكن فلات ايران از لحاظ رشته ژنتيكي با اقوام ترك زبان ساكن در كشور تركيه و اروپاي شرقي هيچ ارتباطي ندارند وبرعكس با ديگر گروهها بخصوص فارس زبانها ارتباط زيادي وجود دارد . من آرزو ميكردم با سبيل جان ويا صدا ساين فاميل ميشدم ولي آنها نشدند آمديم با محمود كاپشن فاميل شديم . احتمالا من با وزير كشور هم فاميل هستم بايد تحقيقي جدي شود . به هر حال هرچه از اين كشف عظيم بگوييم كم است . من به اين پروفسور برجسته ميگوييم : آخر اين موضوع را كشف كردي چه شد ، كدام در ملت را دوا كردي . آيا قيمت مسكن ويا سيب زميني را كاهش دادي . آيا شغلي براي بيكاران پيدا كردي . آيا بر سهيمه بندي و نبودو تحريم بنزين چاره اي پيدا كردي . آخر كدامين درد ملت را بگوييم . ميخواهي چه را ثابت كني . ميخواهي همچون ديگر نشريات فاشيستي با اين حرفها واكتشافات در مقابل حركت ملي آذربايجان بيستي . تو هم مثل تاج الديني در كشور نه گرسنه است ، نه فقر است ، نه بيكاري وجود دارد ، نه قتل و جنايت و تجاوز است ، اين شخص ميرود ودرمجلس از لزوم تغيير نام در خزر به درياي مازندران صحبت ميكند . آخر كاغذ پاره طرح نو با اين مقالات ميخواهي چه را ثابت كني . شمايي كه شاه را خائن و مزدور وسربازان او را دژخيم ميناميد چگونه ميشود دادستان تبريز در خرداد 1324 ضرب وشتم ميشود سنگ او را به سينه ميزنيد و كم مانده افسران كشته شده در دوران حكومت ملي را شهيد بناميد . حتما آن ساواكي ها يي كه به دست شما اعدام شدند هم شهيد هستند و شاه هم شاه مظلوم و وطن پرست شماست . تويي كه سيد حسن كهنمويي شاعر اسلامي و انقلابي و يك نوحه سرا را پدر ادبيات مقاومت آذربايجان مينامي آيا از شاعران ملي همچون ( سهند بولود قارا چورلو – مراد علي قريشي قافلانتي _ بايرامعلي عباس زاده ) خبر داري و اصلا آنها را ميشناسي    . پيشنهادها وصحبتها در مورد اين گونه نوشته ها و تخريبهاي فاشيستي و اصطلاح آذري به اين نتيجه رسيديم كه ديگر به اين عوامل فاشيست جوابي ندهيم و بيشتر به فكر تثبيت سياسي حركت ملي آذربايجان و معتبر ساختن سياسي و اجتماعي حركت را مهمتر از جواب دادن به چند به اصطلاح روشنفكر خودفروخته فاشيست است .

 

|+| نوشته شده توسط سونمز در شنبه شانزدهم تیر 1386  |
 

بر اساس بیانیه ها و شب نامه های منتشر شده در آذربایجان

وجب به وجب خاک آذربایجان را قلعه بابک خواهیم کرد

در خرداد 86 در مركز شهر تبريز هزاران گرگ خشمگين قسم نامه انتقام را با فريادهاي

بيز اولميه حاضيريق      بابكين سربازي ييق

به خاك ، نام ، زبان و سرداران بزرگ و مقدس آذربايجان داد ند .

ملت غيور بزرگ و آزادي خواه ترك آذربايجان :

- با توجه به فرا رسیدن نخستین سالگرد اربعین شهادت بیش از پنجاه تن از فرزندان غیور آذربایجان طی سلسله قیامهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان در خرداد خونين  سال85،

­­­­­ با توجه به فرارسیدن چهلم شهادت سینا طارق دانشجوی تبریزی در قیام اول خرداد سال 86 در تبریز

- با توجه به شكستن رحمت قلعه افسانه اي آذربايجان " قلعه بابك " و استقرار دهها هزار تن از نیروهای ضد مردمی ( سپاه ، بسيج ، پليس ، ارتشي ، اطلاعاتي) رژیم آپارتاید در قلعه بابک

 

امسال سراسر آذربایجان قلعه بابک خواهيم كرد و از هر سو صداي زوزه مرگبار گرگهاي خاكستري تهران را به لرزه خواهد انداخت  .

-  در عصر روز پنج شنبه 14 تیر ماه نیز از ساعت 6 بعد از ظهر تجمعات مسالمت آمیز مردمی در میادین و خیابانهای اصلی شهرها، بخشها و روستاهای آذربایجان با شعارهای "هارای هارای من تورکم "و "تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هرکسه" برگزار خواهد گردد.

اعلان تجمع در تبریز از سوی فعالین حرکت ملی آذربایجان:

 

محل تجمع: بین چهار راه آبرسان و فلکه دانشگاه

مسیر اول : بازار تبریز-خیابان امام  به سوی چهار راه  آبرسان

مسیر دوم : چهار راه عباسی- خیابان آزادی به سوی چهار راه آبرسان

مسیر سوم: چهار راه مارالان - خیابان آزادی به سوی چهار راه آبرسان

همچنین:


در روز 5 شنبه 14 تیرماه،از ساعت 20 الی 24 در شاه گؤلی گرد هم خواهیم آمد و به یاد قهرمان ملی آذربایجان و در سالگرد تولد او لحظه های خوشی را همراه باخانواده های خود تجربه خواهیم کرد.

چند توصیه از سوی سربازان گمنام بابک به جوانان غیور ملت آذربایجان 

 

۱ - در طول راهپیمائی با هیچ یک از دوستانی که فکر می کنید سوابق ملیت خواهی دارند سلام وعلیک نکنید تا شما هم توسط نیروهای رژیم شناخته نشوید .

۲ - نیروهای رژیم سعی در ایجاد اغتشاش در تظاهرات را خواهند داشت (مثل دفعات قبل ) ولی ما با رفتارهای دموکراتیک و برگزاری تظاهراتی آرام بهانه به دست آنها نخواهیم داد.

۳ - در ۱۴ تیر مدارک و شماره هایی را که در منزل، محل کار و یا در حافظه تلفن همراه خود دارید به جاهای امن منتقل کنید تا در صورت بروز حادثه مدرکی از شما نداشته باشندک تاکید می شود حتما شماره تلفن دوستان هویت طلب را در آن روز از حافظه موبایل پاک کنید!

۴ - سعی کنید در طول مسیر ۲~۳ نفره حرکت کنید و به هیچ عنوان ۵~۶ باهم  راهپیمائی نکنید

ویک توصیه به برادران بسیجی: برادرم ما نیز مثل شما از این آب و خاکیم .ما هم فرزند آذربایجانیم. چرا ما باید باهم دشمن باشم؟! با نگاهی به رفتار جمهوری به اصطلاح اسلامی  ایران و با کمی تحقیق پی به سیاست پلید رژیم منفور ایران خواهید برد! این آخرین در خواست و صد البته هشدار ماست که مقابل آرمانهای مقدس ملت کبیر آذربایجان قرار نگیرید. ما شما و نیز همه خانواده های شما را می شناسیم! ما نمی خواهیم با شما روبرو شویم!  اراده مبارزان آذربایجان را آزمایش نکنید. در غیر اینصورت هیچ گاه روی آرامش را نخواهند دید!

|+| نوشته شده توسط سونمز در دوشنبه یازدهم تیر 1386  |
 
آذربایجان باشین ساغ السون .

خبر شهادت سینا طارق دانشجوی کامپیوتر ئانشگاه آزاد اسلامی شبستر فرزند ایوب طارق که در بازار رهلی تبریز تاجر فرش میباشد توسط خبرنگاران میلی و شورای اتحاد ملی تایید  شد .

وی که از بازداشتی های ۱ خرداد ۸۶ میباشد زیر شکنجه عوامل فاشیست رژیم در زندان تبریز به شهادت نایل شده است . خانواده وی از سوی عوامل رژیم بشدت تهدید شده اند که خبر شهادت سینا را به رسانه ها نرسانند .

سایت تومروس نیز این خبر را تایید کرده است .

|+| نوشته شده توسط سونمز در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386  |
 
 
بالا